وحدت مردم؛ راهبردی برای پیشبرد اهداف انقلابی از منظر سوسیالیسم
ئەڵتەرناتیڤی شورایی/
تاریخ مبارزات انسانی نشان داده است که همبستگی و وحدت مردم، به ویژه در چارچوب مبارزه طبقاتی، نقش تعیینکنندهای در تحقق تغییرات بنیادی و اجتماعی دارد. هر تلاشی که بر پایه تفرقه و اختلاف ساخته شود، محکوم به شکست است. سوسیالیسم بر این اصل استوار است که تنها از طریق اتحاد کارگران و نیروهای مردمی در سطح جهانی میتوان ساختارهای استثمارگر و سرکوبگر را شکست و عدالت اجتماعی را برقرار کرد.
از منظر سوسیالیستی، وحدت مردم تنها یک ارزش اخلاقی نیست؛ بلکه ابزار اصلی برای تغییر واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی است. هر جنبشی که نتواند تضادهای طبقاتی و روابط قدرت را درک کند و برای آن راهکار عملی داشته باشد، در نهایت به سطح تفاهم و بحث محدود میماند و از تحقق اهداف جمعی بازمیماند.
بخش اول – ضرورت وحدت مردم از منظر سوسیالیسم
وحدت مردم، به ویژه طبقه کارگر، ابزار اصلی مقابله با ساختارهای استثمارگر است. جامعه امروز جهانی و پیوسته به هم است و نیروهای امپریالیستی و سرمایهسالار با استفاده از اختلافات مصنوعی میان مردم، تلاش میکنند مبارزه جمعی را تضعیف کنند.
از منظر سوسیالیسم :
• وحدت طبقاتی به معنای همبستگی میان کارگران، زحمتکشان و محرومان در سطح ملی و بینالمللی است.
• شناخت ساختارهای قدرت و استثمار لازمه فعالیت جمعی است. مردم باید بدانند که نابرابری و سرکوب محصول نظم اجتماعی و اقتصادی موجود است و نه نتیجه اختلافات فردی یا قومی.
• همبستگی واقعی با پذیرش تفاوتها و استفاده از آنها برای تقویت حرکت جمعی حاصل میشود. هر گونه تفرقه، انرژی جمعی را میکاهد و به سلطهگران فرصت میدهد.
وحدت مردم نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح بینالمللی نیز اهمیت دارد. سرمایهداری و امپریالیسم با پیوند دادن اقتصاد و سیاست کشورهای مختلف، نابرابریها و سرکوب را گسترش میدهند. تنها از طریق اتحاد جهانی کارگران و مردم میتوان این سیستم را به چالش کشید.
⸻
بخش دوم – نمونههای تاریخی و جهانی
جنبشهای کارگری اروپا
در قرن نوزدهم و بیستم، اتحاد میان کارگران شهرها و روستاها توانست شرایط کاری، دستمزد و حقوق اجتماعی را بهبود بخشد و پایههای نهادهای رفاه اجتماعی را شکل دهد. مبارزات اتحادیههای کارگری و اعتصابات سراسری نشان داد که سازماندهی و همکاری میان طبقات کارگر، قدرتی واقعی در مقابله با سرمایهسالاران ایجاد میکند.
مبارزه ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی
سیستم آپارتاید نه تنها از طریق نژاد و قومیت مردم را سرکوب میکرد، بلکه به منافع طبقه حاکم اقتصادی نیز خدمت میکرد. تنها همبستگی میان تمام اقشار جامعه، از جمله سیاهپوستان و سفیدپوستان طرفدار عدالت، توانست این نظام سرکوبگر را براندازد. این نمونه نشان میدهد که اتحاد طبقاتی و اجتماعی میتواند قدرت نظامی و اقتصادی حاکمان را به چالش بکشد.
جنبشهای استقلالطلبانه و ضد استعماری در آسیا و آمریکای لاتین
کشورهایی مانند هند، ویتنام، کوبا و الجزایر نمونههایی از اتحاد مردمی در برابر استعمار و استثمار هستند. حتی در شرایط شدید سرکوب، مبارزه جمعی باعث تحقق استقلال و ایجاد نهادهای مردمی شد. این تجربهها نشان میدهد که وحدت طبقاتی و بینالمللی، ابزار مؤثری برای مقابله با قدرتهای امپریالیستی است.
جنبشهای کارگری و اجتماعی مدرن
در دهههای اخیر، جنبشهای جهانی کارگری، جنبشهای ضد استثمار و اعتراضات مردمی در کشورهای مختلف نشان دادهاند که تنها از طریق همبستگی بینالمللی میتوان تأثیر واقعی بر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی جهانی گذاشت. شبکهسازی و تبادل تجربیات میان فعالان کارگری، اتحاد و همبستگی واقعی ایجاد میکند.
⸻
بخش سوم – راهکارهای عملی (دعوتنامه)
به تمامی کسانی که خواهان عدالت و آزادی واقعی هستند،
ما، جمعی از نیروهای چپ و فعالان سوسیالیست ، شما را دعوت میکنیم تا در مسیر تحقق وحدت و همبستگی مردم فعالانه مشارکت کنید. تجربه تاریخی و اجتماعی نشان داده است که تنها از طریق همکاری و عمل جمعی میتوان ساختارهای استثمارگرانه و سرکوبگر را به چالش کشید و تغییرات پایدار ایجاد کرد.
۱. آموزش و اطلاعرسانی طبقاتی و بینالمللی
آموزش باید به شکل سیستماتیک و طبقاتی ارائه شود تا مردم درک واقعی از روابط قدرت، ساختارهای استثمار و نابرابری اجتماعی پیدا کنند. مبارزه طبقاتی هسته اصلی تغییر اجتماعی است و هر فرد باید بداند که طبقه حاکم چگونه منافع کارگران و مردم عادی را محدود میکند.
• شناخت نظام طبقاتی و امپریالیستی جهانی: مردم باید بدانند که ثروت و قدرت چگونه در سطح ملی و جهانی توزیع شده است.
• آگاهی نسبت به ستم و نابرابری: اطلاعرسانی باید نشان دهد که فقر و سرکوب محصول نظم اجتماعی و اقتصادی موجود است و نه اختلافات فردی.
• تبیین اهداف سوسیالیستی و بینالمللی: آموزش باید نشان دهد که وحدت طبقاتی و بینالمللی مسیر رسیدن به عدالت اجتماعی و آزادی واقعی است.
• تشویق به مشارکت عملی: مردم باید در برنامهها، جلسات و حرکتهای جمعی شرکت کنند تا تجربه عملی از مبارزه طبقاتی کسب کنند.
۲. تقویت همکاریهای مردمی و شبکهسازی
ایجاد گروهها و شبکههای محلی، ملی و بینالمللی که افراد را به فعالیت جمعی تشویق کند، اهمیت حیاتی دارد. این همکاریها میتواند شامل جلسات بحث و تبادل نظر، فعالیتهای فرهنگی و هنری و برنامههای آموزشی و اجتماعی باشد تا انسجام مردم تقویت شود.
۳. مقابله با تفرقهافکنی و جداسازی
حکومتها و نهادهای سلطهگر همواره تلاش میکنند با ایجاد اختلاف میان مردم و طبقات مختلف، مبارزه جمعی را تضعیف کنند. شناسایی و افشای این تلاشها و حفظ تمرکز بر اهداف مشترک، از الزامات اتحاد واقعی است.
۴. تکیه بر عدالت اجتماعی و حقوق برابر
مبارزه برای حقوق همه افراد، فارغ از جنسیت، نژاد، مذهب یا موقعیت اجتماعی، اساس هر اتحاد پایدار است. هر اقدام عملی که به برقراری عدالت کمک کند، جامعه را منسجم کرده و نیروی جمعی را برای رسیدن به اهداف انقلابی افزایش میدهد.
۵. پشتیبانی و همکاری عملی میان نیروهای مبارز
حمایت متقابل میان افرادی که در مسیر عدالت و آزادی فعالیت میکنند، ضرورت دارد. این حمایت میتواند شامل تبادل تجربه، منابع و کمکهای مستقیم برای اجرای طرحهای عملی باشد. هر مشارکت فردی، به نیروی جمعی حرکت، قوت و انسجام میبخشد.
ما، جمعی از نیروهای چپ و سوسیالیست ، با تمام توان از شما دعوت میکنیم تا به این مسیر بپیوندید، آگاهی طبقاتی و بینالمللی را گسترش دهید، همکاریها را تقویت کنید، در مقابل تفرقهافکنی مقاومت کنید و با اقدام عملی، تحقق اهداف جمعی و انقلابی را ممکن سازید. تنها از طریق عمل جمعی و همبستگی است که میتوان به تغییر واقعی و پایدار دست یافت.
با اتحاد و تلاش جمعی، میتوان آیندهای عادلانه، آزاد و سوسیالیستی ساخت.
